OKR چیست و چگونه بهره وری تیم ها را افزایش می دهد

OKR چیست و چگونه بهره وری تیم ها را افزایش می دهد | ابریک

در دنیای پرشتاب و متغیر کسب و کارهای امروزی، روش های سنتی هدف گذاری دیگر نمی توانند پاسخگوی نیازهای سازمان های چابک باشند. بسیاری از مدیران به دنبال این هستند که بدانند ابزار جادویی شرکت های بزرگی مثل گوگل و اینتل برای رشد تصاعدی چیست. پاسخ این سوال در یک سیستم مدیریتی خلاصه می شود: OKR. اما واقعا OKR چیست و چرا به عنوان محبوب ترین چارچوب هدف گذاری در میان استارتاپ ها و غول های تکنولوژی شناخته می شود؟ OKR مخفف عبارت Objectives and Key Results به معنای اهداف و نتایج کلیدی است. این سیستم نه تنها به سازمان ها کمک می کند تا اهداف بلندپروازانه خود را شفاف کنند، بلکه مسیری دقیق برای اندازه گیری پیشرفت به سمت آن اهداف را نیز ترسیم می نماید.

درک اینکه OKR چیست به معنای درک تفاوت میان “مشغول بودن” و “موثر بودن” است. این چارچوب بر روی تمرکز، هم راستایی و شفافیت تاکید دارد. زمانی که تمام اعضای یک تیم بدانند هدف اصلی سازمان در یک فصل مشخص چیست و سهم آن ها در رسیدن به نتایج کلیدی چقدر است، بهره وری به طور طبیعی افزایش می یابد. در این مقاله، به کالبدشکافی این متدولوژی می پردازیم و بررسی می کنیم که چگونه پیاده سازی درست آن می تواند فرهنگ سازمانی شما را از یک ساختار خشک و دستوری به یک محیط پویا و نتیجه گرا تبدیل کند.

تعریف چارچوب OKR

برای اینکه به زبانی ساده بگوییم OKR چیست باید آن را به دو بخش تقسیم کنیم: هدفی که می خواهیم به آن برسیم و معیارهایی که نشان می دهند آیا در حال رسیدن به آن هستیم یا خیر. این چارچوب برای اولین بار توسط اندی گرو در شرکت اینتل معرفی شد و بعدها توسط جان دوئر به گوگل آورده شد و به موفقیت خیره کننده این شرکت کمک کرد. فلسفه اصلی این متدولوژی بر پایه سادگی و عمل گرایی است. برخلاف برنامه ریزی های استراتژیک قطور که در کتابخانه ها خاک می خورند، OKR یک سند زنده است که هر روز در جریان کارهای تیم ها جاری می شود.

چارچوب OKR به گونه ای طراحی شده است که اهداف را از حالت کیفی و انتزاعی خارج کرده و به اعداد و ارقام ملموس تبدیل کند. وقتی می پرسیم جوهر اصلی OKR چیست در واقع به دنبال ایجاد یک نظم فکری در کل سازمان هستیم. این سیستم اجازه می دهد تا اهداف از بالا به پایین و از پایین به بالا در جریان باشند، به طوری که هر فرد در سازمان احساس کند نقش مستقیمی در موفقیت کل مجموعه دارد. این موضوع باعث می شود که انگیزه های درونی کارکنان جایگزین اجبارهای بیرونی شود و سطح بالایی از تعهد شغلی ایجاد گردد.

اجزای هدف و نتیجه کلیدی

هر OKR از دو بخش اساسی تشکیل شده است که درک دقیق آن ها برای پاسخ به سوال OKR چیست ضروری است. بخش اول “هدف” (Objective) است. هدف باید کیفی، الهام بخش، کوتاه و به یاد ماندنی باشد. هدف به ما می گوید “کجا می خواهیم برویم؟”. برای مثال، “ارائه بهترین تجربه کاربری در بازار اپلیکیشن های موبایل” یک هدف عالی است زیرا مسیر را مشخص می کند و تیم را به حرکت وا می دارد. هدف نباید عدد داشته باشد، بلکه باید یک تصویر ایده آل از آینده را ترسیم کند.

بخش دوم “نتیجه کلیدی” (Key Result) است. نتایج کلیدی به ما می گویند “چگونه می فهمیم که به هدف رسیده ایم؟”. برای هر هدف معمولا بین ۲ تا ۵ نتیجه کلیدی تعریف می شود. نتایج کلیدی برخلاف اهداف، باید کاملا کمی، عددی و قابل اندازه گیری باشند. اگر در پایان دوره نتوانید با یک عدد مشخص بگویید که به نتیجه رسیده اید یا خیر، آن را نمی توان یک نتیجه کلیدی دانست. مثلا برای هدف قبلی، نتیجه کلیدی می تواند “کاهش نرخ ریزش کاربران از ۱۵ درصد به ۵ درصد” باشد. این توازن میان الهام بخشی هدف و دقت نتیجه کلیدی، همان چیزی است که قدرت واقعی OKR چیست را نشان می دهد.

فلسفه هدف گذاری شفاف

یکی از ستون های اصلی که مشخص می کند OKR چیست و چه تفاوتی با سایر روش ها دارد، موضوع “شفافیت” است. در این سیستم، اهداف و نتایج کلیدی تمام افراد سازمان، از مدیرعامل تا کارآموز، برای همه قابل مشاهده است. این شفافیت باعث می شود که “سیلوهای سازمانی” شکسته شوند. وقتی تیم فنی بداند که هدف اصلی تیم بازاریابی در این فصل OKR چیست بهتر می تواند اولویت های خود را تنظیم کند تا به تیم بازاریابی کمک نماید. شفافیت باعث ایجاد اعتماد و هم افزایی در کل سازمان می شود.

فلسفه شفافیت در چارچوب OKR به این معناست که هیچ کس در جزیره خود زندگی نمی کند. همه می دانند که شرکت به کدام سمت می رود و چرا برخی پروژه ها اولویت بیشتری دارند. این موضوع از اتلاف وقت روی کارهای غیر ضروری جلوگیری می کند. همچنین، شفافیت باعث می شود که افراد از یکدیگر بیاموزند و در صورت عقب ماندن یک تیم از نتایج کلیدی، سایر تیم ها بتوانند برای کمک پیش قدم شوند. در واقع، شفافیت قلب تپنده ای است که روح همکاری را در کالبد این متدولوژی می دمد.

تفاوت OKR با KPI

بسیاری از مدیران به اشتباه فکر می کنند که OKR و KPI یکی هستند، اما برای درک دقیق اینکه OKR چیست باید مرزهای آن را با شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) مشخص کنیم. KPIها مانند صفحه کیلومتر شمار یک ماشین هستند که وضعیت موجود را نشان می دهند (مثلا میزان سوخت یا سرعت فعلی). آن ها شاخص های سلامتی کسب و کار هستند که باید در یک محدوده خاص بمانند. اما OKR مانند نقشه ای است که مقصد جدید و هیجان انگیز شما را نشان می دهد و می گوید برای رسیدن به آنجا چه تغییرات بزرگی باید ایجاد کنید.

تفاوت اصلی در این است که KPIها معمولا فرآیندهای جاری را اندازه می گیرند، در حالی که OKR بر روی “تغییر” و “بهبودهای اساسی” تمرکز دارد. اگر شما یک سیستم پایدار دارید و می خواهید آن را حفظ کنید، به KPI نیاز دارید. اما اگر می خواهید یک جهش بزرگ در بازار داشته باشید یا یک محصول کاملا جدید را با موفقیت لانچ کنید، باید بدانید که راهکار اصلی شما OKR چیست. در واقع، سازمان های پیشرو از هر دو به صورت مکمل استفاده می کنند؛ KPI برای نظارت بر وضعیت سلامت و OKR برای پیشرانی به سمت اهداف استراتژیک.

برای آشنایی بیشتر با مدل‌های ارزیابی، مقاله مدیریت عملکرد کارکنان چیست و چه مدل هایی برای اجرای آن وجود دارد را بخوانید.

تفاوت OKR با KPI | ابریک

تفاوت در ساختار سنجش

در بخش سنجش، تفاوت OKR چیست با سایر روش ها در “بلندپروازی” آن نهفته است. در KPI، انتظار می رود که ۱۰۰ درصد هدف محقق شود و نرسیدن به آن به معنای شکست است. اما در متدولوژی OKR، اگر شما به ۱۰۰ درصد تمام نتایج کلیدی خود برسید، به این معنی است که اهداف را بیش از حد ساده و در “ناحیه امن” خود انتخاب کرده اید. در فرهنگ OKR، رسیدن به ۶۰ تا ۷۰ درصد از یک هدف بلندپروازانه (Stretch Goal) به عنوان یک موفقیت بزرگ در نظر گرفته می شود.

این تفاوت در ساختار سنجش باعث می شود که کارکنان از شکست نترسند و به دنبال ایده های خلاقانه و بزرگ بروند. وقتی افراد بدانند که برای نرسیدن به تمام ۱۰۰ درصد جریمه نمی شوند، ریسک پذیرتر می شوند. این دقیقا همان رازی است که باعث می شود شرکت هایی که می دانند OKR چیست با سرعتی باورنکردنی رشد کنند. آن ها به جای پله پله بالا رفتن، به دنبال پرش های بلند هستند و حتی اگر نیمی از مسیر را هم بپرند، باز هم از رقبای خود که با KPIهای امن حرکت می کنند، جلوتر خواهند بود.

برای اندازه‌گیری دقیق پیشرفت، مطالعه داشبورد مدیریتی چیست و چگونه تصمیم گیری مدیران را دقیق تر می کند توصیه می شود.

تفاوت در کاربرد مدیریتی

از نظر کاربرد مدیریتی، KPIها معمولا به سیستم پاداش و حقوق متصل هستند. اما در آموزش های مربوط به اینکه OKR چیست همیشه تاکید می شود که نباید OKR را مستقیما به پاداش های مالی متصل کرد. چرا؟ چون اگر پاداش فرد در گرو رسیدن به ۱۰۰ درصد هدف باشد، او هرگز هدف بلندپروازانه ای انتخاب نخواهد کرد. او سعی می کند اهداف را کوچک انتخاب کند تا حتما به آن ها برسد و پاداشش را بگیرد. این کار باعث از بین رفتن روح نوآوری در سازمان می شود.

مدیریت بر اساس OKR به دنبال یادگیری و رشد است. هدف از اجرای این سیستم، شناسایی پتانسیل های سازمان و تمرکز بر روی حیاتی ترین کارهاست. در حالی که KPI ابزاری برای کنترل و نگهداشت وضعیت موجود است، OKR ابزاری برای رهبری و تحول است. بنابراین، اگر می خواهید بدانید کاربرد اصلی OKR چیست باید به آن به عنوان یک سیستم یادگیری نگاه کنید که در پایان هر فصل به تیم ها می گوید کجا ایستاده اند و برای فصل بعد چگونه باید قوی تر عمل کنند.

مراحل پیاده سازی OKR در سازمان

پیاده سازی این سیستم نیازمند یک رویکرد گام به گام و صبورانه است. برای اینکه بدانید روند اجرایی OKR چیست نباید تصور کنید که با یک جلسه دو ساعته کار تمام می شود. این مسیر معمولا از لایه مدیریت ارشد آغاز شده و به کوچکترین تیم های عملیاتی می رسد. در مرحله اول، سازمان باید بتواند ماموریت و چشم انداز خود را شفاف کند. بدون داشتن یک جهت کلی، اهداف و نتایج کلیدی مانند تیرهایی هستند که در تاریکی پرتاب می شوند. پیاده سازی موفق یعنی ایجاد یک ریتم و آهنگ هماهنگ در کل بدنه شرکت.

هماهنگی تیمی را با مدیریت پروژه آنلاین چیست و چگونه موفقیت تیم ها را تضمین می کند؟ تکمیل کنید.

مراحل پیاده سازی شامل آموزش، تعریف، هم راستا سازی و بازنگری است. سازمان باید در ابتدا به کارکنان آموزش دهد که فلسفه OKR چیست و چه سودی برای خود آن ها دارد. سپس در بازه های زمانی مشخص (معمولا فصلی)، اهداف تعیین شده و در پایان هر ماه پیشرفت ها رصد می شوند. این استمرار در پایش، کلید طلایی موفقیت است. در ادامه دو مرحله حیاتی از این مسیر را با جزئیات بیشتری شرح می دهیم تا نقشه راه اجرایی شما کامل شود.

تعریف اهداف سطح کلان

اولین قدم اجرایی در پاسخ به این که فرآیند OKR چیست تعیین اهداف سالانه و فصلی در سطح کل سازمان است. مدیر ارشد و تیم رهبری باید بنشینند و به این سوال پاسخ دهند: “در سه ماه آینده، ۳ مورد از مهم ترین کارهایی که اگر انجام دهیم، شرکت به موفقیت چشمگیری می رسد چیست؟”. این اهداف کلان (Annual and Quarterly OKRs) باید جهت حرکت کل کشتی را مشخص کنند. این اهداف نباید لیستی از تمام کارهای شرکت باشند، بلکه فقط باید بر روی “اولویت های استراتژیک” تمرکز کنند.

وقتی اهداف سطح کلان تعریف شدند، باید نتایج کلیدی متناظر با آن ها نیز مشخص شود. این اعداد نشان می دهند که موفقیت سازمان در پایان فصل چگونه اندازه گیری می شود. مثلا اگر هدف کلان “ورود قدرتمند به بازار بین المللی” باشد، نتیجه کلیدی می تواند “کسب ۱۰۰ مشتری فعال در منطقه خاورمیانه” باشد. این شفافیت در لایه های بالای مدیریتی، زیربنای تعریف اهداف در لایه های پایین تر است و اجازه می دهد تا همه بدانند اولویت اصلی سازمان OKR چیست.

هم راستا سازی اهداف تیمی

پس از تعیین اهداف کلان، نوبت به تیم ها می رسد تا OKRهای خود را بنویسند. نکته طلایی در اینجا این است که اهداف تیمی نباید صرفا از بالا دیکته شوند. در سیستم OKR، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد اهداف باید توسط خود تیم ها پیشنهاد داده شوند. تیم ها به اهداف کلان سازمان نگاه می کنند و می پرسند: “ما به عنوان تیم فنی یا تیم فروش، چه کاری می توانیم انجام دهیم تا به تحقق اهداف کلان شرکت کمک کنیم؟”. این فرآیند را “هم راستا سازی” یا Alignment می نامند.

هم راستا سازی باعث می شود که تلاش های پراکنده تیم ها به یک برآیند قدرتمند تبدیل شود. وقتی تیم ها خودشان اهدافشان را طراحی می کنند، مسئولیت پذیری (Accountability) آن ها به شدت افزایش می یابد. آن ها دیگر “دستور” اجرا نمی کنند، بلکه برای رسیدن به “نتایجی” که خودشان قول داده اند تلاش می کنند. درک این تعامل بین لایه های مختلف سازمان، در واقع درک این است که قدرت واقعی OKR چیست؛ قدرتی که از هماهنگی هوشمندانه و داوطلبانه تمام اجزای یک سیستم به دست می آید.

اشتباهات رایج در اجرای OKR

حتی با وجود جذابیت های این روش، بسیاری از سازمان ها در اجرای آن شکست می خورند چون به درستی نمی دانند ریزه کاری های OKR چیست. یکی از رایج ترین اشتباهات، تبدیل کردن لیست وظایف (To-Do List) به OKR است. نتایج کلیدی نباید کارهایی باشند که انجام می دهیم (مثلا: “نوشتن ۵ مقاله”)، بلکه باید “خروجی” و “تاثیر” آن کارها باشند (مثلا: “افزایش ۲۰ درصدی ترافیک سایت از طریق مقالات”). تمرکز بر خروجی به جای فعالیت، اصلی ترین تمایز در این متدولوژی است.

اشتباه دیگر، نگاه کردن به این چارچوب به عنوان یک ابزار کنترلی و پلیسی است. اگر مدیران از این سیستم برای تنبیه کارکنان استفاده کنند، افراد به سرعت یاد می گیرند که اهداف بسیار کوچکی بنویسند تا همیشه به آن ها برسند. این کار عملا روح بلندپروازی را می کشد. سازمان باید فضایی امن برای “شکست های هوشمندانه” فراهم کند. اگر می خواهید بدانید مانع بزرگ در مسیر OKR چیست باید به “ترس از شکست” اشاره کرد که باعث می شود اهداف، معمولی و بی اثر باقی بمانند.

اشتباهات رایج در اجرای OKR | ابریک

تعیین اهداف غیر قابل اندازه گیری

اگر هدفی تعریف کنید که نتوان برای آن خط کش گذاشت، در واقع هنوز نمی دانید ماهیت فنی OKR چیست. جملاتی مثل “بهبود کیفیت خدمات” یا “افزایش رضایت کارکنان” بدون داشتن نتایج کلیدی عددی، فاقد ارزش اجرایی در این چارچوب هستند. هر نتیجه کلیدی باید دارای یک مبدا، یک مقصد و یک بازه زمانی باشد. بدون عدد، شما هرگز نخواهید فهمید که آیا ۵۰ درصد مسیر را طی کرده اید یا ۹۰ درصد آن را. این ابهام باعث می شود که تیم ها در پایان فصل بر سر موفق بودن یا نبودن پروژه با هم مجادله کنند.

برای رفع این مشکل، همیشه باید از خود بپرسید: “چطور می توانیم ثابت کنیم که به این هدف رسیده ایم؟”. اگر پاسخ شما شامل یک عدد، درصد یا یک وضعیت باینری (صفر و یک) است، در مسیر درست هستید. اندازه گیری دقیق به تیم ها اجازه می دهد تا در میانه مسیر، اگر متوجه شدند که عددها تغییری نمی کنند، استراتژی های خود را تغییر دهند. این قابلیت اصلاح مسیر در میانه راه، یکی از بزرگترین مزایای درک این است که OKR چیست و چگونه به چابکی سازمان کمک می کند.

تعداد بیش از حد OKR

تمرکز، کلمه کلیدی در این چارچوب است. بسیاری از سازمان ها فکر می کنند هرچه تعداد اهداف بیشتری داشته باشند، موفق ترند. اما حقیقت OKR چیست؟ حقیقت این است که “اگر همه چیز اولویت باشد، هیچ چیز اولویت نیست”. داشتن ۱۰ هدف برای یک فصل، یعنی هیچ تمرکزی وجود ندارد. استاندارد طلایی این است که برای هر سطح (سازمان یا تیم)، حداکثر ۳ تا ۵ هدف و برای هر هدف حداکثر ۳ تا ۵ نتیجه کلیدی تعریف شود.

تعدد اهداف باعث می شود که توان تیم ها تقسیم شده و در نهایت هیچ کدام از نتایج کلیدی به طور کامل محقق نشوند. این چارچوب از ما می خواهد که “نه” گفتن را یاد بگیریم. ما باید تمام کارهای خوب را رها کنیم تا بتوانیم بر روی کارهای “عالی و حیاتی” تمرکز کنیم. انتخاب سخت بین گزینه های روی میز، آزمونی است که نشان می دهد یک مدیر واقعا می داند فلسفه OKR چیست یا فقط در حال تقلید از نام آن است. تمرکز، انرژی سازمان را مانند پرتو لیزر متمرکز کرده و دیوارهای سخت مشکلات را می شکافد.

مقایسه OKR و هدف گذاری سنتی

برای درک بهتر تفاوت ها، بیایید نگاهی به مقایسه این روش نوین با مدل های قدیمی هدف گذاری بیندازیم. این جدول به خوبی نشان می دهد که چرا گرایش به سمت OKR چیست و چه برتری هایی ایجاد می کند.

ویژگی هدف گذاری سنتی (MBO /سالانه) چارچوب OKR
دوره زمانی معمولا سالانه و ثابت فصلی و ماهانه (چابک)
دسترسی محرمانه و بین مدیر و کارمند کاملا شفاف و قابل مشاهده برای همه
جهت دهی بالا به پایین (دستوری) ترکیبی (بالا به پایین و پایین به بالا)
ارتباط با پاداش مستقیما متصل به حقوق و پاداش جدا از سیستم پاداش مالی مستقیم
میزان ریسک محافظه کارانه و ایمن بلندپروازانه و جسورانه
تمرکز بر روی انجام فعالیت ها بر روی نتایج و تاثیرات (Outcomes)

تفاوت در انعطاف پذیری

در روش های سنتی، اهدافی که در ابتدای سال نوشته می شوند، تا پایان سال بدون تغییر می مانند، حتی اگر بازار کاملا عوض شود. اما در مدل OKR چیست انعطاف پذیری یک اصل است. چون دوره ها فصلی هستند، سازمان می تواند هر سه ماه یکبار جهت خود را اصلاح کند. اگر در میانه فصل مشخص شود که یک نتیجه کلیدی دیگر اعتبار ندارد یا اشتباه تعریف شده است، تیم ها این قدرت را دارند که آن را بازنگری کنند. این سرعت در تغییر مسیر، در دنیای امروز که هر لحظه تکنولوژی جدیدی ظهور می کند، حیاتی است.

تفاوت در انعطاف پذیری | ابریک

تفاوت در مشارکت تیم

در هدف گذاری سنتی، کارکنان فقط مجری دستورات مدیران هستند. اما وقتی می پرسیم نقش تیم ها در OKR چیست با یک مدل مشارکت حداکثری روبرو می شویم. در این مدل، تیم ها خودشان پیشنهاد می دهند که چگونه می توانند به اهداف شرکت کمک کنند. این موضوع باعث می شود که خلاقیت از پایین ترین سطوح سازمان به جوشش درآید. کارکنان وقتی می بینند که اهداف پیشنهادی آن ها بخشی از OKR سازمانی شده است، با تمام توان برای موفقیت آن می جنگند؛ چون آن را هدف “خودشان” می دانند، نه هدفی که به آن ها تحمیل شده است.

جمع بندی

در نهایت، پاسخ به این سوال که OKR چیست را می توان در یک جمله خلاصه کرد: یک سیستم مدیریتی برای ایجاد تمرکز و هم راستایی بر روی کارهای مهم. OKR فراتر از یک فرم پر کردن ساده است؛ این یک تغییر فرهنگ است که در آن شفافیت، بلندپروازی و اندازه گیری دقیق حرف اول را می زنند. با پیاده سازی این چارچوب، شما به تیم های خود اجازه می دهید تا معنای واقعی تلاش هایشان را درک کنند و با انگیزه ای مضاعف به سمت اهداف بزرگ حرکت کنند. اگرچه شروع این مسیر ممکن است با چالش هایی همراه باشد، اما نتایجی که در بهره وری و رشد سازمان مشاهده خواهید کرد، ارزش هر ثانیه سرمایه گذاری را خواهد داشت. OKR قطب نمایی است که در طوفان تغییرات بازار، مسیر موفقیت را به شما و تیمتان نشان می دهد و اجازه نمی دهد از مسیر اصلی منحرف شوید.

سوال متداول

۱. آیا OKR چیست فقط برای شرکت های تکنولوژی محور است؟ خیر، اگرچه این متدولوژی در سیلیکون ولی متولد شد، اما امروزه در بانک ها، بیمارستان ها، مدارس و حتی سازمان های دولتی نیز استفاده می شود. هر کجا که نیاز به تمرکز، هم راستایی و رشد باشد، OKR کاربرد دارد.

۲. اگر به ۱۰۰ درصد نتایج کلیدی نرسیم، شکست خورده ایم؟ در فرهنگ OKR، خیر. رسیدن به حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از یک هدف دشوار، موفقیت محسوب می شود. نرسیدن به تمام ۱۰۰ درصد نشان دهنده این است که شما اهداف بزرگی انتخاب کرده اید و در حال گسترش مرزهای توانمندی خود هستید.

۳. تفاوت اصلی بین خروجی (Output) و نتیجه (Outcome) در OKR چیست؟ خروجی کارهایی است که انجام می دهید (مثلا تولید محصول)، اما نتیجه تاثیری است که آن کار می گذارد (مثلا افزایش رضایت مشتری). OKR باید همیشه بر روی نتایج (Outcome) تمرکز کند.

۴. چه کسی باید مسئول پیاده سازی OKR در سازمان باشد؟ معمولا یک نفر به عنوان “قهرمان OKR” یا OKR Champion انتخاب می شود که وظیفه آموزش، تسهیلگری و اطمینان از اجرای درست ریتم های فصلی را بر عهده دارد، اما موفقیت نهایی در گرو حمایت مدیر ارشد است.

۵. آیا می توان از OKR برای ارزیابی فردی استفاده کرد؟ توصیه اکید می شود که OKR ابزاری برای ارزیابی عملکرد فردی (برای تعیین حقوق) نباشد. OKR ابزاری برای هم راستایی تیم ها و حرکت به سمت اهداف استراتژیک است. برای ارزیابی فردی می توان از متدهای دیگر در کنار OKR استفاده کرد.

پیمایش به بالا